تبليغاتX
شبنم عشق























شبنم عشق

از شبنم عشق خاک آدم گل شد× × صد فتنه و شور در جهان حاصل شد

 

 

یکشنبه 9 بهمن1390 | 23:58 | پسری تنها | |

سلام  گلم...ببخشید که دیر به دیر آپ می کنم راستش این کنکور ۹۰ خوابو از چشمام گرفته.سعی کردم توی این آپ یکم از مسایل love بیام بیرون...مرسی که نظر میدی..

برو به ادامه ی مطلب...عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- bahar22.com ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی


ادامه مطلب
چهارشنبه 17 شهریور1389 | 16:44 | پسری تنها | |

 love

زن وشوهر جواني سوار برموتورسيکلت در دل شب مي راندند.
انها از صميم قلب يکديگر را دوست داشتند
. تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com
زن جوان: يواشتر برو من مي ترسم!

مرد جوان: نه ، اينجوري خيلي بهتره!

 زن جوان: خواهش مي کنم ، من خيلي ميترسم!

 مردجوان: خوب، اما اول بايد بگي دوستم داري.

 زن جوان: دوستت دارم ، حالامي شه يواشتر بروني.

مرد جوان: مرا محکم بگير .

 زن جوان: خوب، حالا مي شه يواشتر بروني؟

مرد جوان: باشه ، به شرط اين که کلاه کاسکت مرا برداري و روي سرت بذاري، اخه نمي تونم راحت برونم، اذيتم مي کنه.
روز بعد روزنامه ها نوشتند:
برخورد يک موتورسيکلت با ساختماني حادثه افريد.در اين سانحه که بدليل بريدن ترمز موتور سيکلت رخ داد، يکي از دو سرنشين زنده ماند و ديگري در گذشت.

مرد جوان از خالي شدن ترمز اگاهي يافته بود پس بدون اين که زن جوان را مطلع کند با ترفندي کلاه کاسکت خود را بر سر او گذاشت و خواست براي اخرين بار دوستت دارم را از زبان او بشنود و خودش رفت تا او زنده بماند.

     

  عاشقان کشتگان معشوق اند             تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com         برنیاید ز کشتگان آواز

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comعشق يعنی انتظار و انتظار

                                  تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com  عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comعشق يعنی ديده بر در دوختن

                                تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com    عشق يعنی در فراقش سوختن

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comعشق يعنی شعله بر خرمن زدن

                                تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comعشق يعنی لحظه های التهاب

                                   تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com عشق يعنی لحظه های ناب ناب

تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.comعشق یعنی با پرستو پر زدن

                                 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com   عشق يعنی آب بر آذر زدن

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar22.com

 

چهارشنبه 27 مرداد1389 | 16:52 | پسری تنها | |

فکر کن که تنها داماد دنیایی

فکر کن جای این آدم ایستادی

فکر کن بین امواج گیر کردی

فکر کن روی این پل ایستادی

فکر کن جای این آقا باشی

فکر کن همه ی اینا مال شماست

فکر کن قراره با اینا مسابقه بدی

(وای من اینو میخوام ... یالا خدا یالا خدا)

فکر کن که مجبوری از این پل بگذری

فکر کن که معلم این کلاسی

فکر کن اینطور از عشقت جدا بشی

یا مشکلاتی که بدترین نیست

اما برای ساختن تو بهترین است

شنبه 16 مرداد1389 | 18:51 | پسری تنها | |

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی فکر کردن به او باعث شادی و آرامشتان می شود .

وقتی کسی را دوست دارید ، در کنار او که هستید ، احساس امنیت می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حتی با شنیدن صدایش ، ضربان قلب خود را در سینه حس می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، زمانی که در کنارش راه می روید احساس غرور می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل دوری اش برایتان سخت و دشوار است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شادی اش برایتان زیباترین منظره دنیا و ناراحتی اش برایتان سنگین ترین غم دنیا ست .

وقتی کسی را دوست دارید، حتی تصور بدون او زیستن برایتان دشوا ر است .

وقتی کسی را دوست دارید ، شیرین ترین لحظات عمرتان لحظاتی است که با او گذرانده اید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید برای خوشحالی اش دست به هرکاری بزنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، هر چیزی را که متعلق به اوست ، دوست دارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، در مواقعی که به بن بست می رسید ، با صحبت کردن با او به آرامش می رسید .

وقتی کسی را دوست دارید ، برای دیدن مجددش لحظه شماری می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید از خواسته های خود برای شادی او بگذرید .

وقتی کسی را دوست دارید ، به علایق او بیشتر از علایق خود اهمیت می دهید .

وقتی کسی را دوست دارید ، حاضرید به هرجایی بروید فقط او در کنارتان باشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، ناخود آگاه برایش احترام خاصی قائل هستید .

وقتی کسی را دوست دارید ، تحمل سختی ها برایتان آسان و دلخوشی های زندگیتان فراوان می شوند .

وقتی کسی را دوست دارید ، او برای شما زیباترین و بهترین خواهد بود اگرچه در واقع چنین نباشد .

وقتی کسی را دوست دارید ، به همه چیز امیدوارانه می نگرید و رسیدن به آرزوهایتان را آسان  می شمارید .

وقتی کسی را دوست دارید ، با موفقیت و محبوبیت او شاد و احساس سربلندی می کنید .

وقتی کسی را دوست دارید ، واژه تنهایی برایتان بی معناست .

وقتی کسی را دوست دارید ، آرزوهایتان آرزوهای اوست .

وقتی کسی را دوست دارید ، در دل زمستان هم احساس بهاری بودن دارید .

به راستی دوست داشتن چه زیباست ،این طور نیست ؟

 

<عاشقی جرم قشنگی ست>

 

جمعه 8 مرداد1389 | 1:15 | پسری تنها | |

یک روز پدر بزرگم  برام يه کتاب دست نويس آورد، کتابي که بسيار گرون قيمت بود، و با ارزش، وقتي به من داد، تاکيد کرد که اين کتاب مال توئه مال خود خودته، و من از تعجب شاخ در آورده بودم که چرا بايد چنين هديه با ارزشيرو بي هيچ مناسبتي به من بده، من اون کتاب رو گرفتم و يه جايي پنهونش کردم.

چند روز بعدش به من گفت کتابت رو خوندي ؟ گفتم نه، وقتي ازم پرسيد چرا؟ گفتم گذاشتم سر فرصت بخونمش، لبخندي زد و رفت.

همون روز عصر با يک کپي از روزنامه همون زمان که تنها نشريه بود برگشت اومد خونه ما و روزنامه رو گذاشت روي ميز، من داشتم نگاهي بهش مينداختم که گفت اين مال من نيست امانته بايد ببرمش.به محض گفتن اين حرف شروع کردم با اشتياق تمام صفحه هاش رو ورق زدن وسعي ميکردم از هر صفحه اي حداقل يک مطلب رو بخونم.

در آخرين لحظه که پدر بزرگ ميخواست از خونه بره بيرون تقريبا به زور اون روزنامه رو کشيد از دستم بيرون و رفت. فقط چند روز طول کشيد که اومد پيشم و گفت ازدواج مثل اون کتاب و روزنامه مي مونه، يک اطمينان برات درست مي کنه که اين زن يا مرد مال تو هستش مال خود خودت، اون موقع هست که فکر ميکني هميشه وقت دارم بهش محبت کنم، هميشه وقت هست که دلش رو به دستبيارم، هميشه مي تونم شام دعوتش کنم اگر الان يادم رفت يک شاخه گل به عنوان هديه بهش بدم، حتما در فرصت بعدي اينکارو مي کنم حتي اگر هرچقدراون آدم با ارزش باشه مثل اون کتاب نفيس و قيمتي، اما وقتي که اين باور در تونيست که اين آدم مال منه، و هر لحظه فکرميکني که خوب اينکه تعهدي نداره ميتونه به راحتي دل بکنه و بره مثل يه شيء با ارزش ازش نگهداري مي کني و هميشه ولع داري که تا جاييکه ممکنه ازش لذت ببري شايد فردا ديگه مال من نباشه، درست مثل اون روزنامه حتي اگر هم هيچ ارزش و قيمتي نداشته باشه...

                 ....  و این تفاوت عشق است با ازدواج





 



 

شنبه 2 مرداد1389 | 19:7 | پسری تنها | |

گفته شده  که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده . میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کردند. عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته  و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده .

(در صورت باز نشدن تصاویر روی آن کلیک کرده و گزینه ی show picture را بزنید)

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر جفتش می باشد .

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد.

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد.

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد .

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد.

 

عشق

....زبان مشترک تمام آفریده های خداوند

 

پنجشنبه 24 تیر1389 | 18:55 | پسری تنها | |

پسر: بالاخره موقعش شد. خیلی انتظار کشیدم.

دختر: می‌خوای از پیشت برم؟

پسر: حتی فکرشم نکن!

دختر: دوسم داری؟

پسر: البته! هر روز بیشتر از دیروز!

دختر: تا حالا بهم خیانت کردی؟

پسر: نه! برای چی می‌پرسی؟

دختر: منو می‌بوسی؟

پسر: معلومه! هر موقع که بتونم.

دختر: منو می‌زنی؟

پسر: دیوونه شدی؟ من همچین آدمی‌ام؟!

دختر: می‌تونم بهت اعتماد کنم؟!

پسر: بله.

دختر: عزیزم!
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

.

.


بعد از ازدواج :

  

متن قبلی رو از پایین به بالا بخون

یکشنبه 20 تیر1389 | 12:5 | پسری تنها | |

مبعث مبارک!!

سالروز تجلى انوار الهى، نزول والاترین نعمت پروردگار بر بشریت، طلوع خورشید درخشان خاتمیت بر آسمان نبوت، بعثت اشرف موجودات، خاتم انبیاء حضرت محمد مصطفى(صلى الله علیه وآله) بر همه یگانه پرستان، مخصوصاً مسلمانان مبارک باد.

شیفته سیرت نکوی محمد (ص)                خلق جهان محو نور روی محمد (ص)

سیر نخواهد شدن ز روی محمد (ص)         دیده گرش صد هزار بار ببیند

نیست گلی در چمن به بوی محمد (ص)       نیست مهی در فلک به نور جمالش

بسته سراسر به تار موی محمد (ص)          سلسله کاینات و رشته هستی

نیست پسندیده تر زخوی محمد(ص)            خوی محمد شعارساز که خویی

تا نبرد ره کسی به سوی محمد (ص)          ره نبرد سوی شاهراه حقیقت

پرشده عالم زگفتگوی محمد (ص)              هیچ دلی خالی از محبت او نیست

هر که بمیرد در آرزوی محمد(ص)           زنده شود از نسیم صبح وصالش

دل رود اول به جستجوی محمد(ص)           صبح قیامت که سر زخاک برآرد

آبروی ما به آبروی محمد(ص)                 یارب در روز رستخیز، مریزان

تا ننهی سر به خاک کوی محمد(ص)         خوشه نچینی(رسا) زخرمن فیضش

(شعر: دکتر قاسم رسا)

جمعه 18 تیر1389 | 19:36 | پسری تنها | |

خانمي در زمين گلف مشغول بازي بود. ضربه اي به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بيشه زار کنار زمين شد.

خانم براي پيدا کردن توپ به بيشه زار رفت که ناگهان با صحنه اي روبرو شد.

قورباغه اي در تله اي گرفتار بود. قورباغه حرف مي زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کني، سه آرزويت را برآورده مي کنم.

خانم ذوق زده شد و سريع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتي شرايط برآورده کردن آرزوها را بگويم. هر آرزويي که برايت برآورده کردم، چند برابر آنرا براي همسرت برآورده مي کنم!

خانم کمي تامل کرد و گفت؛ مشکلي ندارد.

آرزوي اول خود را گفت؛ من مي خواهم زيباترين زن دنيا شوم.

قورباغه به او گفت؛ اگر زيباترين شوي  شوهرت چند برابر از تو زيباتر مي شود و ممکن است چشم زن هاي ديگر بدنبالش بيافتد و تو او را از دست بدهي.

خانم گفت؛ مشکلي ندارد. چون من زيباترينم، کس ديگري در چشم او بجز من نخواهد ماند. پس آرزويش برآورده شد.

بعد گفت که من مي خواهم ثروتمند ترين فرد دنيا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت چند برابر ثروتمند تر مي شود و ممکن است به زندگي تان لطمه بزند.

خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد.

آرزوي سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرايي برآورده کرد.

خانم گفت؛ مي خواهم به يک حمله قلبي خفيف دچار شوم!

نکته اخلاقي: خانم ها خيلي باهوش هستند. پس باهاشون درگير نشين.

قابل توجه خواننده هاي خانم؛ اينجا پايان اين داستان بود. لطفاً ادامه را نخوانيد! و کلي با خودتون کيف کنيد اما ...!

....

....

....

....

مرد دچار حمله قلبي چند برابر خفيف تر از همسرش شد

 

جمعه 18 تیر1389 | 16:30 | پسری تنها | |

تو هفتمین امام به خلق دو عالمی        باب الحوائج هستی و موسی ابن جعفری

شهادت امام موسی کاظم (ع) هفتمین امام شیعیان را به همه ی شیعیان تسلیت میگم.

چهارشنبه 16 تیر1389 | 22:58 | پسری تنها | |


من رو بايد ببخشيد                                             هر شب بيدار مي‌مونه           
چقد مونده تا خورشيد؟                                    همش آواز مي‌خونه
 همه دارن مي‌خندن                                             اين بيچارم دل داره                                         
چرا شما نخنديد؟                                                 عاشق شده دیوونه                                         

هنوز بارون مي‌باره؟                                            عاشق شده ديوونه       
رو سقف پاره پاره؟                                              عاشق شده ديوونه  
 صداي اين ديوونه                                          عاشق شده ديوونه
مي‌گه وقت فراره                                                عاشق شده ديوونه

بهار چي شد؟ كجا رفت؟                                   خیالبافه اين مرد!               
دنبال اون صدا رفت؟                                          رنگ روزاش شده زرد
پاييز اومد تو كوچه                                       مي‌خواد بگه كه شده
كي بود از اين ورا رفت؟                                     تنهاييهاش پر درد

اين شعر همش همينه                                     نقش جدید عالیه                                 
پر از بالا پايينه                                                 یه درد تو خالیه      
هر كي تا ته خوندتش                                 پر از گریه و درده        
ديوونگي ميبينه!                                             یه عشق پوشالیه...    

منم كه اينجا خستم                                        شايد خيلي دير شده                                 
زخم دلم رو بستم                                           شايد دل اسير شده
به من چه كي سحر شد؟                            دوباره پيروز ، همون     
 مي‌رفتم كه نشستم                                      بازي تقدير شده     

با اون همه حماقت                                          يه حسرت بزرگه    
با اين همه سفاهت                                        آرزويه ديدنت 
مي‌خواستن سيرم كنم                              تو زندگيش هر چي هست   
نشوندنم تو حسرت!                                       فداي خنديدنت 

خوب تشنه بودم منم                                   به چشمون سياهت
كبود شده بود تنم                                        به زلفون كوتاهت
با آب شور دريا                                        هر چي داره مال تو
تشنه ترم كردنم!                                         فداي روي ماهت 

باز هر چي بود تموم شد                              چيز زيادي كه نيست
دوستي چه بي دووم شد                             بخدا پولدارم نيست
كي گفته شب سياهه؟                           قلب و صدا و قلم 
اون كه ميگفت حروم شد!                             همين 3 تا ميشه بيست

خورشيد تن طلايي                                     روحش و عشق و صداش     
الان ديگه ميباره                                          با گريه و خنده هاش      
چشم سياه شبم                                   همش فداي تو شد 
افتاده فكر چاره                                           قلبتو ميدي به جاش؟   

تو گقتي شب سياه نيست!                         بسه ديگه بيدار شو!
حالا ميگي سياهه؟                                    رو اسب غم سوار شو
چشماش سياست عزيزم                         چه خواب شيريني بود
خودش شبيه ماهه                                     مشغول روزگار شو

گيساش كمند و پرپشت                              كاش رويا راستكي بود 
چشماش سياه و درشت                             همه چي چپكي بود
دلت مياد بميري؟                                   كاش همه عاشق بودن 
قلبتو اون چشما كشت                               كاش دنيا الكي بود!

قدش بلند و رعنا                                       افسوس و حسرت بده                                   
يه عشق بي تمنا                                 من رو كه آتيش زده  
عاشق كي شدي تو؟!                               تا شب بايد بجنگي  
جواب بي معما!                                        دوباره ديو اومده      
                              

                                   وقتي كه برف مي‌باره
                                   روی یه قلب پاره
                                  دلم ميخواد تموم شم
                                  حيف كه هنوز بهاره        

<<

<<

.<<<

<< مرسی از آرش محمدی عزیز واسه این شعر قشنگ و احساسیش.امیدوارم شما هم لذت برده باشید!!!!

چهارشنبه 16 تیر1389 | 13:12 | پسری تنها | |

اینجامکانی برای آرامش است
بعضی اوقات درگذرسالهاجاده ی زندگی به نظرطولانی می رسدوماباقلبی شکسته وچشمانی پرازاشک درمیان نگرانیهایمان قدم بر میداریم ودرکناره ی راه ازپامی افتیم اماپروردگارآرام درگوشمان زمزمه می کند"بنده ی من , روزدیگری درپیش است جاده هموارتر وبهترخواهدبود, پس دلشکسته مباش, مکان فروافتادنت تنهااستراحتگاهی کوچک است."
دوشنبه 14 تیر1389 | 15:27 | پسری تنها | |

در صورت عدم نمایش تصویر راست  کلیک کرده و  show picture  را بزنید.

توجه!!! توجه!!!!

دوشنبه 14 تیر1389 | 15:21 | پسری تنها | |

این تصویر یک صخره در برمه است.این عکس فقط در یک روز خاص از سال میتواند گرفته شود.در این روز اشعه خورشید با زاویه خاصی بر این صخره می تابد!!

چیزی متوجه شدید؟دوباره نگاه کنید

اگر هنوز اعجاز این تصویر را درک نکرده اید تصویر را بچرخانید

یکشنبه 13 تیر1389 | 16:15 | پسری تنها | |

من همون جزیره بودم

خاکی و صمیمی و گرم

واسه عشق بازی موجها

قامتم یه بستر..

یه عزیز دردونه بودم پیش چشم خیس موجها

یه نگین سبز خالص روی انگشتر دریا

تا که یک روز تو رسیدی توی قلبم پا گذاشتی

غصه های عاشقی رو تو وجودم جا گذاشتی

زیر رگبار نگاهت دلم انگار زیر و رو شد

برای داشتن عشقت همه جونم آرزو شد

تا نفس کشیدی انگار نفسم برید تو سینه

حس عاشقی همینهههههههههههههههههههه

اومدی تو سرنوشتم بی بهونه پا گذاشتی

اما تا قایقی اومد از من و دلم گذاشتی

رفتی با قایق عشقت روی روشنی فردا

من و دل اما نشستیم  چشم به راهت لب دریـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

دیگه رو خاک وجودم نه گلی هست نه درختی

لحظه های بی تو بودن میگذره اما به سختی

دل تنها و غریبم داره این گوشه میمیره

ولی حتی وقته مردن باز سراغت رو میگیره ....

یکشنبه 13 تیر1389 | 15:58 | پسری تنها | |

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آنها در میان زوجهای جوانی که در آنجا حضور داشتند بسیار جلب توجه می کردند.


ادامه مطلب
یکشنبه 13 تیر1389 | 15:35 | پسری تنها | |

به دنبال خدا نگرد خدا در بيابان هاي خالي از انسان نيست
خدا در جاده هاي تنهاي بي انتها نيست
به دنبالش نگرد

ادامه مطلب
یکشنبه 13 تیر1389 | 15:31 | پسری تنها | |

www . night Skin . ir